معنی شرکت نفت عربستان

واژه پیشنهادی

عربستان

بزرگترین تولید کننده نفت

خاستگاه دین اسلام

لغت نامه دهخدا

شرکت

شرکت. [ش ِ ک َ] (ع مص) شریک شدن. انباز گشتن. همدست شدن در کاری. (فرهنگ فارسی معین). || (اِمص، اِ) انبازی و شراکت. (فرهنگ فارسی معین) (ناظم الاطباء). همبازی. انبازی. مشارکت. هنبازی. شریک بودن. اتحاد چند کس برای غرض یا نفعی عام یا خاص. و آن بر اقسامی است: شرکت تقبل، شرکت عنان، شرکت محدوده، شرکت مخابره، شرکت مزارعه، شرکت مضاربه، شرکت مفاوضه، شرکت مقارضه و... (یادداشت مؤلف). رجوع به تقبل و عنان و محدوده و مخابره و مزارعه و مضاربه و مفاوضه و مقارضه و ترکیب شرکت عنان و شرکت محدوده و شرکت مفاوضه... در ذیل همین مدخل شود.شقیص. (منتهی الارب). اجتماع حقوق مالکان متعدد در یک شی ٔ به نحو اشاعه. (فرهنگ فارسی معین). از نظر قانون تجارت شرکت دو یا چند تن در امر تجارت به هفت صورت ذیل است: شرکت سهامی. شرکت مختلط سهامی، شرکت نسبی. شرکت تضامنی. شرکت با مسئولیت محدود. شرکت تعاونی.شرکت مدنی. از شرکتهای مهم قابل اشاره:
- شرکت ایپاک، شرکت نفتی «ایران پان امریکن ». (از کتاب نفت ایران ص 88). رجوع به شرکت ملی نفت ایران و مأخذ بالا شود.
- شرکت با مسئولیت محدود، شرکتی است تجاری بدون آنکه سرمایه به سهام تقسیم شده باشد و هریک از شریکان به اندازه ٔ سرمایه ٔ خود مسئولیت و حق دخالت دارند. (فرهنگ فارسی معین).
- شرکت تضامنی، شرکتی است تجارتی که در آن هریک از شریکان مسئول معاملات شرکت و پرداخت قروض آن هستند. (فرهنگ فارسی معین).
- شرکت تعاونی، شرکتی که برای کارمندان یا کارگران و غیره با فروش سهام بدانان تشکیل شود. (یادداشت مؤلف).
- شرکت تعاونی مصرف، شرکتی که سرمایه ٔ آن از فروش سهام کوچک و به منظور تهیه و فروش لوازم زندگانی کارمندان و کارگران و جز آنان تشکیل شود و نفعو ضرر به نسبت خرید شرکا بین ایشان تقسیم گردد. (فرهنگ فارسی معین).
- شرکت سهامی، شرکتی است که نامی جز نامهای شرکاء دارد و سرمایه ٔ آن از پیش به سهام متساوی تقسیم شده و مسئولیت شرکاء محدود با سهامی است که تعهد پرداخت کرده اند. (یادداشت مؤلف).
- شرکت سهامی بیمه ٔ ایران، مؤسسه ای است که از طرف دولت ایران در سال 1314 هَ. ش. با سرمایه ٔ بیست میلیون ریال تأسیس شد و در 37 شهرستان دارای شعبه است. (فرهنگ فارسی معین).
- شرکت سهامی پنبه و نوغان، شرکتی است دولتی که در سال 1328 هَ. ش. با سرمایه ٔ اولیه ٔ 142 میلیون ریال تأسیس شد و امروز سرمایه ٔ آن 390 میلیون ریال میباشد و دارای 23 دستگاه کارخانه ٔ پنبه پاک کنی است (10 دستگاه در مازندران و گرگان و بقیه در نقاط مختلف کشور). اخیراً شرکت سهامی نوغان و ابریشم سابق نیز ضمیمه ٔ شرکت مزبور گردیده. وظیفه ٔ اصلی این شرکت دادن بذر و مساعده برای پنبه کاری به دهقانان و جمعآوری محصول و تهیه ٔ بذر مرغوب و توسعه ٔ کشت پنبه در مناطق مستعد میباشد. (فرهنگ فارسی معین).
- شرکت سهامی فرش ایران، در بهمن ماه 1314 هَ. ش. به موجب قانون تجارت با سرمایه ٔ اولی 10500000 ریال تأسیس شد، و سرمایه ٔ کنونی بالغ بر 116354840 ریال میباشد. وظیفه ٔ شرکت ایجاد کارگاهها و فراهم کردن نقشه های عالی و تهیه ٔ وسایل لازم از داخل و خارج و راهنماییهای لازم به کارگران صنعت فرش ایران است. (فرهنگ فارسی معین).
- شرکت سهامی کارخانجات قند ایران، شرکتی است که در مهرماه 1328 هَ. ش. با سرمایه ٔ 1500میلیون ریال تأسیس شد و محصولات آن قند و شکر میباشد. فعلاً 12 کارخانه ٔ قند در نقاط مختلف کشور مشغول کار است. محصول همه ٔ آنها در سال 1337 هَ. ش. بالغ بر 39640 تن شکر تصفیه شده و 13939 تن قند بوده است. (فرهنگ فارسی معین).
- شرکت سهامی کل معادن و ذوب فلزات ایران، شرکتی است دولتی که سرمایه ٔ آن اکنون 320 میلیون ریال است که از 4 معدن زغال سنگ 3 معدن مس و یک واحد تصفیه ٔ مس در غنی آباد تهران، 2 معدن نمک یک معدن منیزیت، 8 واحد اکتشافی برای پیدا کردن معادن جدید و 3 شرکت مختلطتشکیل شده است. تعداد کارمندان شرکت 431 تن و تعدادکارگران آن 3123 تن میباشد. در وضع کنونی، شرکت سالیانه 80000 تن زغال سنگ و 7000 تن کک تهیه می کند و حدود 2400 تن سرب استخراج می نماید. میزان استخراج خاک سرخ هرمز در حدود 7000 تن میباشد. (فرهنگ فارسی معین).
- شرکت سهامی مصالح ساختمان، این شرکت در مهرماه 1328 هَ. ش. با سرمایه ٔ 177 میلیون ریال تأسیس شد و اداره ٔ امور کارخانه های سیمان ری و مواد نسوزامین آباد به عهده ٔ آن واگذار گردید. کارخانه ٔ سیمان ری از 3 واحد یکصد و دویست و سیصد تنی تشکیل میشود که تولید روزانه ٔ سیمان آن از 3 واحد مزبور روزانه بطور متوسط 540 تن میباشد. کارخانه ٔ مواد نسوز، مجاورقریه ٔ امین آباد (تهران) قرار گرفته و از سال 1321 هَ. ش. شروع به بهره برداری کرده، در حدود 2000 تن انواع مواد نسوز سالیانه تولید میکند. برنامه ٔ تولیدی شرکت در سال 1338 هَ. ش. در حدود 140000 تن سیمان و2000 تن مواد نسوز بوده است. تعداد کارکنان شرکت بیش از 1000 تن میباشد. (فرهنگ فارسی معین).
- شرکت سهامی مواد غذایی و شیمیایی، شرکتی است که در خرداد سال 1338 هَ. ش. از ترکیب شرکت سهامی ایران و شرکت سهامی کنسرو و مواد غذایی تشکیل یافته (شرکت اول با سرمایه ٔ 138900000 ریال در سال 1328 هَ. ش. و شرکت دوم با سرمایه ٔ 90000000 ریال در سال 1336 هَ.ش. تأسیس شده بودند) واحدهای تابع شرکت عبارتند از: کارخانه ٔ گلیسرین و صابون، کارخانه ٔ روغن کشی ورامین، کارخانه ٔ شیمیایی امین آباد، کارخانه ٔ کنسرو شاهی، کارخانه ٔ کنسرو بندرعباس و سه کارخانه ٔ کنسرو مشهد و اصفهان و آذرشهر و غیره. (فرهنگ فارسی معین).
- شرکت سهامی نساجی ایران، شرکتی است دولتی که در مهر ماه 1328 هَ. ش. تشکیل شده و اداره ٔ امور بعض کارخانه های نساجی دولتی را بعهده دارد، مانند کارخانه ٔ چیت سازی بهشهر، کارخانه ٔ نساجی شاهی، کارخانه ٔ گونی بافی شاهی، کارخانه ٔ حریربافی چالوس، کارخانه ٔ ظفر تبریز. (فرهنگ فارسی معین).
- شرکت سیریپ، شرکت نفتی ایران و ایتالیا. رجوع به ترکیب شرکت ملی نفت ایران شود.
- شرکت مختلط سهامی، شرکتی است که در آن یک شریک ضامن وجود دارد.
- شرکت ملی نفت ایران، در 29 اسفندماه 1329 هَ. ش. مجلس سنا و مجلس شوری کمیسیونی به نام «کمیسیون نفت » تشکیل دادند.کمیسیون پس از چند ماه مطالعه و مباحثه ماده ٔ قانونی به مجلسین پیشنهاد کرد مبنی بر اینکه صنعت نفت در سراسر ایران ملی است و عملیات اکتشاف و استخراج و بهره برداری از آن بعهده ٔ دولت ایران است. در اردیبهشت 1330 هَ. ش. قانون دیگری از تصویب مجلسین گذشت و دولت ایران شرکتی بنام «شرکت ملی نفت ایران » تشکیل صنعت نفت را در اختیار خود گرفت. فصل اول از «قانون مربوط به اساسنامه ٔ شرکت ملی نفت ایران » که به تصویب مجلسین رسیده از این قرار است: «ماده ٔ 1- شرکت ملی نفت ایران که به موجب قانون مورخ 9 اردیبهشت 1330 هَ. ش. تأسیس گردیده شرکت سهامی بازرگانی است که عملیات خود را بر طبق مقررات این اساسنامه و قانون تجارت اجرا خواهد نمود. ماده ٔ 2- مرکز اصلی شرکت، تهران است شرکت می تواند شعب یا نمایندگیهایی برای اجرای عملیات خود در داخله و خارجه تأسیس نماید. ماده ٔ 3- سرمایه ٔ شرکت ده هزار میلیون ریال است که به ده هزار سهم یک میلیون ریالی با نام تقسیم و پنجاه درصد آن به صورت منقول و غیر منقول پرداخت شده است. نسبت به پنجاه درصد بقیه، صاحبان سهام متعهد میباشند که به تقاضای هیئت مدیره ٔ شرکت و تصویب شورای عالی نفت آن را پرداخت نمایند. سهام شرکت کلاً متعلق به دولت ایران و غیر قابل انتقال است. کلیه ٔ تأسیسات صنعت نفت واقع در حوزه ٔ قرارداد فروش نفت مصوب 7 آبان 1333 هَ. ش. که حق استفاده ٔ قسمتی از آن به شرکتهای عامل نفت ایران واگذار گردیده علاوه بر سرمایه ٔ مذکور متعلق به شرکت و جزء دارایی اندوخته ٔ آن میباشد».
در فصل دوم آمده: ماده ٔ 4- موضوع شرکت و حدود عملیات آن در سرتاسر کشور و فلات قاره بشرح زیر است: الف - تفحص و نقشه برداری و اکتشافات نفت و گاز طبیعی و هیدروکاربورهای دیگر (اعم از مایع و جامد) استخراج و تصفیه و ساختن و عمل آوردن فرآورده های نفتی و هرگونه عملیات به منظور قابل عرضه کردن مواد مزبور در بازار و پخش و فروش و صدور آن ». (فرهنگ فارسی معین). شرکت ملی نفت ایران مسئولیت دارد که قرارداد از طرف شرکتهای عامل و کنسرسیوم صحیحاً اجرا گردد. شرکت ملی نفت ایران همچنین مسئول اداره ٔ عملیات غیرصنعتی می باشد. عملیات غیر صنعتی به موجب ماده ٔ 17 قرارداد نفت شامل تهیه و نگهداری و اجرای خدمات زیر می گردد: اداره ٔ منازل و امکنه، نگاهداری جاده های عمومی، امور بهداری و بهداشتی، اداره ٔ انبارهای خواربار و پوشاک و غذاخوری و رستورانها، تعلیم و تربیت فنی و صنعتی، محافظت اموال، رفاه اجتماعی، وسایل نقلیه ٔ عمومی، آب و برق مورد مصرف اهالی و سایر خدمات اجتماعی و نیز خدمات دیگری که طبق توافق شرکتهای عامل و شرکت ملی به شرکت اخیر واگذار گردد. این خدمات گرچه جزء امور وابسته است اما برای تولید و تصفیه ٔ نفت کمال ضرورت را دارد. صرف نظر از وظایفی که در قرارداد نفت برای شرکت ملی نفت ایران پیش بینی شده است این مؤسسه مسئول پخش مواد نفتی و گاز طبیعی در داخله ٔ کشور می باشد. شرکت ملی نفت همچنین در نقاطی خارج از حوزه ٔ قرارداد کنسرسیوم به اکتشاف و استخراج نفت مشغول است و پالایشگاه کرمانشاه را نیز اداره می نماید. از اینها گذشته شرکت ملی نفت ایران مالک 50 درصد از سهام دو شرکتی است که امتیاز اکتشاف در نقاطی خارج از حوزه ٔ قرارداد را دارا می باشند. این دو شرکت عبارتند از: شرکت نفت ایران - امریکن، وشرکت نفت ایران ایتالیا. هدف قرارداد نفت این است که در حدود قانون ملی شدن با شرکت بین المللی نفت تشریک مساعی و به منظور توسعه و بهره برداری هرچه بیشتر از منابع نفت ایران در حوزه ٔ قرارداد از تجربیات فنی و بازار فروش و سرمایه های بین المللی استفاده شود. (از داستان نفت صص 134-135). قراردادهای نفتی که شرکت ملی نفت ایران با کمپانیهای خارجی بسته است: 1- قرارداد با کنسرسیوم در سال 1333 هَ. ش. مطابق 1954 م. که شرح آن بعداً خواهد آمد. (تحت عنوان: شرکتهای عامل نفت ایران در ذیل همین ماده). 2- قرارداد با شرکت «آجیب مینراریا» ایتالیایی بر مبنای 75-25 به سود ایران بسال 1954م. مطابق 1336 هَ. ش. که بنام شرکت «سیریپ » نامیده می شود. 3- قرارداد با شرکت «پان امریکن پترولیوم کورپوریشن » امریکایی در سال 1337 هَ. ش. مطابق 1958 م. که در نتیجه شرکت «ایپاک » مخفف «شرکت ایران پان امریکن » بوجود آمد. 4- قرارداد با گروه نفتی امریکایی تاید واتر در دیماه 1343 هَ. ش. که منجربه تشکیل «شرکت نفت فلات قاره ٔ ایران » شد. 5- قرارداد با شرکت «با تافشه پترولیوم ماتشاپای » (شل) در دیماه 1343 هَ. ش. که منجر به تشکیل «شرکت نفت فلات دشتستان » شد. 6- قرارداد با گروه نفتی آتلانتیک - در تاریخ دیماه 1343 هَ. ش. که منجر به تشکیل «شرکت نفت لاوان » گردید. 7- قرارداد با گروه شرکتهای نفتی فرانسوی در دیماه 1343 هَ. ش. که به تشکیل «شرکت نفت فارس » انجامید. 8- قرارداد با گروه آجیب فیلیپس نفت و گاز هندوستان در دیماه 1343 هَ. ش. که به تشکیل «شرکت نفت بین المللی دریایی ایران » انجامید. 9- قرارداد با گروه شرکتهای نفتی آلمانی (هفت شرکت) در سال 1344 هَ. ش. که منجر به تشکیل (شرکت نفت خلیج فارس) گردید. شش قرارداد اخیر بیش از سه قرارداد اول و بخصوص قرارداد با کنسرسیوم منافع ملت ایران را تأمین می کند. (از کتاب تاریخچه و متن قراردادهای مربوط به نفت ایران صص 17- 190). رجوع به مأخذ بالا و نیز ترکیب شرکتهای عامل نفت ایران شود.
- شرکت نامه، قرارداد کتبی که برای عمل شرکت در کادر مالی نوشته می شود. (یادداشت مؤلف).
- شرکت نسبی، شرکتی است که شرکاء به نسبت سرمایه ٔ خود سهم ومسئولیت دارند.
- شرکت نفت، شرکتی که برای استخراج و بهره برداری و فروش نفت بوجود آید. (یادداشت مؤلف).
- شرکت نفت انگلیس و ایران، دولت ایران در سال 1319 هَ. ق. امتیاز نفت ایران را به دارسی واگذار کرد. و بعداً نواحی آذربایجان، گیلان، مازندران، گرگان و خراسان را منتزع ساخت. دارسی چون از عهده ٔ این امر خطیر برنیامد امتیاز خود را به کمپانی نفت برمه که شرکتی انگلیسی بود واگذار کرد و سندیکایی جدید تأسیس شد. عاقبت پس از 8 سال کوشش در سال 1908 م. نفت به مقیاس تجارتی در مسجد سلیمان کشف گردید. این واقعه زمانی اتفاق افتاد که امیرالبحری بریتانیا مسئله ٔ تبدیل سوخت نیروی دریایی امپراطوری انگلستان را از زغال سنگ به نفت مورد مطالعه قرار داده و بدین نتیجه رسیده بود که ادامه ٔ سیادت دریایی آن دولت رابطه ٔ بسیار با داشتن نفت فراوان و ارزان دارد. برای تأمین این منظور تسریع در بهره برداری از منابع نفتی جنوب ایران مورد توجه قرار گرفت و در سال 1909 م. شرکت نفت انگلیس و ایران برای استفاده از امتیاز دارسی تشکیل شد. و لرد استرانکونا به ریاست آن انتخاب گردید. در آغاز سرمایه ٔ شرکت 2000000 لیره بود. شرکت مذکور با برنامه ٔ وسیع به عملیات استخراج نفت در مسجد سلیمان و نقاط دیگر خوزستان پرداخت و نیز به ساختن تصفیه خانه ٔ آبادان و احداث خط لوله اقدام کرد. صدور نفت خام از سال 1911 م. آغاز گردید و میزان آن در سال 1914 به 350000 تن رسید. در این سال که مصادف با آغاز جنگ جهانگیر اول بود 51 درصد سهام شرکت نفت انگلیس و ایران به امیرالبحری بریتانیا واگذار شد و دولت بریتانیا موافقت کرد که مبلغ 2000000 لیره برای توسعه ٔ شرکت اختصاص دهد. در سال 1919 م. میزان محصول نفت ایران به 5000000 تن رسید. در سال 1932 امتیاز دارسی لغو شد و در سال 1933 قرارداد جدیدی بین دولت ایران و شرکت نفت انگلیس و ایران به امضاء رسید. محصول نفت جنوب ایران در سال 1946 بالغ بر 20000000 تن و در سال 1951 م. که صنعت نفت در ایران ملی گردید محصول آن از منابع نفتی جنوب حدود 32000000 تن بود که 24000000 تن آن در پالایشگاه آبادان به محصولات نفتی تبدیل می شد. در سال اخیرالذکر نفت ایران ملی گردید و شرکت ملی نفت ایران تشکیل شد و بکار پرداخت. (از فرهنگ فارسی معین). رجوع به ترکیبهای «شرکت ملی نفت ایران » و «شرکتهای عامل نفت ایران » شود.
- شرکت نفت بین المللی دریایی ایران، شرکتی که در اثر عقدقرارداد با گروه شرکتهای آجیب فیلیپس و کمسیون نفت و گاز هندوستان تشکیل گردید و ناحیه ای به مساحت تقریبی 7960 کیلومتر مربع جهت انجام عملیات در اختیار دارد. (از کتاب نفت ایران ص 115). رجوع به همان مأخذ وترکیب شرکت نفت ملی ایران شود.
- شرکت نفت خلیج فارس، شرکتی که در اثر عقد قرارداد باگروه شرکتهای نفتی آلمان تشکیل گردید و ناحیه ای به مساحت تقریبی 5150 کیلومتر مربع جهت انجام عملیات دراختیار دارد. (از کتاب نفت ایران ص 116). رجوع به همان مأخذ و شرکت ملی نفت ایران شود.
- شرکت نفت فارس، شرکتی که در اثر عقد قرارداد با گروه شرکتهای نفتی فرانسوی تشکیل شده و ناحیه ای به مساحت تقریبی 5759 کیلومتر مربع جهت انجام عملیات در اختیار دارد. (از کتاب نفت ایران صص 115-116). رجوع به همان مأخذ و شرکت ملی نفت ایران شود.
- شرکت نفت فلات قاره ٔ ایران، که از قرارداد با گروه نفتی امریکایی «تایدواتر» بوجود آمد. (از کتاب نفت ایران ص 115). رجوع به شرکت ملی نفت ایران و مأخذ بالا شود.
- شرکت نفت فلات قاره ٔ دشتستان، در اثر قرارداد با شرکت نفتی شل بوجود آمده. (از کتاب نفت ایران ص 115). رجوع به شرکت ملی نفت ایران و مأخذ بالا شود.
- شرکت نفت لاوان، شرکت نفتی که در اثر قرارداد شرکت نفت ملی ایران با گروه شرکتهای چهارگانه ٔ امریکایی و گروه آتلانتیک تشکیل گردید. (از کتاب نفت ایران ص 115). رجوع به شرکت ملی نفت ایران و مأخذ بالا شود.
- شرکت واحد، شرکت یگانه ای که در امری منحصراً فعالیت می کند: شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه. (فرهنگ فارسی معین).
- شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، شرکتی که امور اتوبوسرانی خطوط داخلی تهران و نیز اتوبوسرانی تهران با حومه از قبیل: تهران - کرج. تهران - شمیران. تهران - شهرری و... را به عهده دارد.
- شرکتهای عامل نفت ایران، در تاریخ 7 آبان 1333 هَ. ش. مطابق اکتبر 1954 م. فرمان محمدرضاشاه برای اجرای قرارداد بین ایران و شرکت ملی نفت ایران از یک طرف و گروهی از شرکتهای نفت بین المللی (معروف به کنسرسیوم) از طرف دیگر صادر گردید. به موجب این قرارداد گروه شرکتهای نفتی مزبور اداره ٔ امور عملیات تولید و تصفیه ٔ نفت را در ناحیه ٔ مشخصی در جنوب ایران به مساحت تقریبی 100000 میل مربع موسوم به «حوزه ٔ قرارداد» عهده دار شد. گروه شرکتهای نفت بین المللی که یکی از طرفین قرارداد میباشند در حال حاضر عبارتند از: کمپانی فرانسزدپترول 6%، گالف اویل کورپوریشن 7%، باتافسا پترولیوم ماتسکاپای ان. وی (رویال دج /شل گروپ) 14%، سکونی موبیل اویل کمپانی اینکورپوریتد 7%، استاندارد اویل کمپانی آوکالیفرنیا 7% استاندارد اویل کمپانی (نیوجرزی) 7% تکزا کواینکور پوریتد 7% دی بریتیش پترولیوم کمپانی لیمیتد 40% دی آیریکون گروپ آو کمپانیزه 5% (در سال 1334 هَ. ش. ملحق گردید)، جمع 100% شرکتهای عضو کنسرسیوم برای انجام عملیات مزبور در ایران دو شرکت عامل تشکیل دادند که طبق قوانین کشور هلند تأسیس و به ثبت رسیده و اداره ٔ مرکزی آنها در تهران میباشد. دو شرکت عامل مزبور عبارتند از: شرکت سهامی اکتشاف و تولید نفت ایران، شرکت سهامی تصفیه ٔ نفت ایران، بعلاوه شرکتهای نامبرده ٔ زیر نیز تشکیل گردید تا در اجرای قرارداد مساعدت نمایند: شرکت سهامداران نفت ایران با مسئولیت محدود - که در کشور انگلستان به ثبت رسیده و سهام شرکتهای عامل را در اختیار دارد. شرکت خدمات نفت ایران با مسئولیت محدود - که آن نیز در کشور انگلستان به ثبت رسیده و به درخواست شرکتهای عامل هرگونه وسایل و خدماتی که برای انجام دادن عملیات آنها ضروری باشد از منابع خارج از ایران فراهم می سازد، شرکتهای بازرگانی که وابسته به شرکتهای نفت بین المللی امضأکننده ٔ قرارداد می باشند. این شرکتها برای خرید و فروش مجدد در ایران و صدور نفت خام و گاز طبیعی تولیدی در حوزه ٔ قرارداد و فرآورده های حاصل از نفت خام تشکیل شده است. (فرهنگ فارسی معین). مدت قرارداد از تاریخ اجرای آن، یعنی آبان ماه 1333 هَ. ش. بیست و پنج سال می باشد، از آن پس تحت قیود و شرایطی در مورد هزینه های اکتشاف اعضای کنسرسیوم می توانند سه بار و هر بار به مدت پنج سال قرارداد را تمدید نمایند و حوزه ٔ قرارداد در موقع هریک از تمدیدهای فوق الذکر به هشتاد درصد وسعت قبلی آن محدود می گردد. شرکتهای بازرگانی پس از کسر کردن هزینه ٔ استخراج از «بهای اعلان شده ٔ» نفت خام، تفاوت را بالمناصفه با دولت ایران تقسیم می نمایند. این وجوه به دو نحو پرداخت می گردد: 1- قسمتی به صورت «پرداخت مشخص » به شرکت ملی نفت ایران. 2- قسمتی دیگر به صورت مالیات بر درآمد که پس از کسر «پرداخت مشخص » به خزانه داری تأدیه می شود. منظور از پرداخت مشخص همانطور که در ماده ٔ 22 قرارداد تصریح گردیده است 12/5% مجموع نفت خامی است که در ایران تولید می گردد که به انتخاب شرکت ملی نفت خام و یا معادل آن به نرخ «بهای اعلان شده » قیمت آن در اختیار شرکت ملی نفت گذارده می شود. بهای اعلان شده چنانکه در قسمت «ن » ماده ٔ اول قرارداد تصریح شده عبارت از بهایی است که شرکتهای بازرگانی برای نفت خام «فوب » یعنی تحویل کشتی در بنادر ایران معین می کنند. هریک از شرکتهای بازرگانی ممکن است «بهای اعلان شده ٔ» علیحده ای داشته باشد که آن را جهت مشتریان خود اعلان می دارد. قرارداد مقرر می دارد که محصولات مورد احتیاج شرکت ملی نفت ایران جهت مصرف داخله ٔ ایران بوسیله ٔ شرکت عامل مربوط تحویل شرکت ملی گردد. (کتاب داستان نفت صص 134- 135). رجوع به ترکیب شرکت نفت انگلیس و ایران و شرکت ملی نفت ایران شود.
|| (اصطلاح فقهی) عبارت از اختلاطدو مال باشد و اطلاق بر عقد شرکت شود و اختصاص دو نفر باشد یا زیادتر به اموال واحدی و آن بر دو نوع است: شرکت ملک که دو نفر یا زیادتر در مالی شریک شوند یا اختیاری و یا قهری، قهری، مانند: ارث و اختلاط اجباری دو مال بدون اراده یا غیر آن. و شرکت در عقد که از روی اختیار و اراده دو یا چند نفر باهم شریک شوند.یا شرکت در صنایع است که شرکت متحرفه گویند و گاه شرکت در وجوه و اعتبارات بازار است که شرکت مفالیس گویند. و بالجمله اسباب شرکت گاه ارث است گاه وصیت و گاه معامله و عمل یا از راه حیازات مباحات است و گاه به مخلوط شدن اعراض است به اجبار. گاه شرکت در اعیان است و گاه در منافع. (از فرهنگ علوم تألیف سجادی).
- شرکت ابدان، آن باشد که چند نفر در اعمال و صنایع که از دست آنها ساخته است شریک شوند این نوع شرکت یا عنان است یا مفاوضه. مفاوضه آن باشد که چند تن از صنعتگران بپذیرند که اعمالی بر تساوی انجام دهند ودر سود و زیان متساوی باشند و هر یک کفیل دیگری باشد. و شرکت عنان آن باشد که در سود و زیان شرط تفاوت کنند و این دو نوع شرکت روا نباشد. (از فرهنگ علوم تألیف سجادی). رجوع به ترکیب شرکت عمل در ذیل همین ماده شود.
- شرکت اعمال، در اصطلاح فقه، شرکتی که به موجب آن دو یا چند تن متعهد می شوند اعمالی را بجا آورند ولی اجرت حاصل مشترک باشدو چنین شرکتی صحیح نیست. (یادداشت مؤلف).
- شرکت ذمم، شرکتی است که میان دو نفر بدین طریق انجام شود که قرار بندند که چیزی بخرند (چیز غیر معین) با بها و ثمن موعددار در ذمه ٔ هر دو به تضامن و هریک کفیل دیگری باشند و بعد متاع را بفروشند و سود را تقسیم کنند. (فرهنگ علوم سجادی).
- شرکت صنایع و تقبل، شرکتی است که به موجب آن دو صنعتگر مانند: خیاط یا رنگرز باهم شریک می شوند و تقبل می کنند که در مقابل کار درآمد بدست آمده را میان خود قسمت کنند. (از تعریفات جرجانی).
- شرکت عقد، شرکتی است که به موجب آن یکی از شرکاء گوید: با تو شریک شدم در فلان چیز و دیگری آن را بپذیرد و آن چهارگونه است. (از تعریفات جرجانی).
- شرکت عمل، آن را شرکت ابدان هم گویند. و آن باشد که دو یا چند نفر شریک شوند با رأس المال متساوی در تجارت بنابر آنکه هرکدام را سود و زیان به اندازه ٔ رأس المال باشد و هریک شریک خود را در معاملات مطلق العنان بداند، بالجمله در سهام و سود و زیان متساوی باشند و هریک بتواند بدون نظر و اجازه ٔ دیگری کارکند. (از فرهنگ علوم تألیف سجادی). رجوع به ترکیب شرکت ابدان در ذیل همین مدخل شود.
- شرکت عنان، یکی از انواع دوگانه ٔ شرکت ابدان است که تصرف هریک از شرکاء مشروطبه اذن و اجازه ٔ دیگری باشد. (فرهنگ علوم سجادی). رجوع به ترکیب شرکت ابدان در ذیل همین ماده شود.
- شرکت مفالیس، شرکت در وجوه و اعتبارات بازاری است. (فرهنگ علوم سجادی). رجوع به مدخل شرکت و ترکیب شرکت وجوه در ذیل همین مدخل شود.
- شرکت مفاوضه، در اصطلاح فقه، شرکتی که به موجب آن دو یا چند نفر متعهد می شوند که آنچه بدست آورند تقسیم کنند و ضررهای وارد رامشترکاً از عهده برآیند. چنین شرکتی صحیح نیست. (یادداشت مؤلف). یکی از انواع دوگانه ٔ شرکت ابدان. (فرهنگ علوم سجادی). رجوع به مفاوضه و ترکیب شرکت ابدان در ذیل همین مدخل شود.
- شرکت وجوه، در اصطلاح فقه، شرکتی که به موجب آن دو یا چند شخص موثق و معتبرمتعهد می شوند که هریک اموالی به وعده بخرد ولی مشترکاً بفروش رسانند و منافع حاصله را تقسیم کنند. چنین شرکتی صحیح نیست. شرکت خرید و فروش جنس بدون سرمایه و با اعتبار موجود. (یادداشت مؤلف). رجوع به فرهنگ علوم سجادی شود.


عربستان

عربستان. [ع َ رَ ب ِ] (اِخ) عربستان شبه جزیره ای است که از طرف جنوب به خلیج عدن و تنگه ٔ باب المندب و اقیانوس هند و دریای عمان و از مغرب به دریای سرخ (قلزم) و ترعه ٔ سوئز و از مشرق به دریای عمان و خلیج فارس و عراق عرب و از شمال غربی به طرف جنوب شرقی شبیه شکل ذوزنقه ٔ غیر منتظم است از طرف شمال میان شامات و نجد و در طرف جنوب میان نجد و حضرموت و عمان و یمن دو کویر بسیار وسیع واقع شده است (کویر نفود و کویرالربع الخالی). در شمال غربی میان مدیترانه و فلسطین و خلیج عقبه و ترعه ٔ سوئز شبه جزیره ٔ سینا واقع است. در مشرق این شبه جزیره و در جنوب بحر میت و فلسطین خطه ٔ سرحدی بین حجاز و فلسطین است معروف به وادی العریه که مملکت نبطی های قدیم و پای تخت آنها بوده است که در مآخذ رومی و یونانی پترا مینامیدند. در جنوب این خطه و در امتداد سواحل عقبه و دریای سرخ از شمال غربی به جنوب شرقی، خاک حجازممتد میشود. و باز در امتداد ساحل و به همان قرار ولایت کوچک عسیر و در جنوب عسیر خطه ٔ یمن واقع است که تا دریای سرخ و تنگه ٔ باب المندب کشیده میشود. و پس از آن در انتهای جنوب عربستان و ساحل دریای عربستان و اقیانوس هند و از مشرق به مغرب ابتداء ناحیه ٔ عدن است و در مشرق آن حضرموت و در مشرق حضرموت خطه ٔ ساحلی مهره است، در ساحل غربی خلیج فارس رو به شمال غربی ولایت لحساء است، در شمال این ولایت و جنوب بصره ناحیه ٔ کویت است و در وسط قطعه ٔ عربستان میان عمان از طرف مشرق حجاز و از طرف مغرب کویر دهناء است، از جنوب کویر، نفود، و از شمال مملکت نجد و یمامه واقعاند.
دولت: در سرزمین عربستان از زمان بسیار قدیم و عهد ماقبل از تاریخ شعبه ای از اقوام سامی ساکن بودند. این قوم که اکنون عرب خوانده میشوند اغلب صحرانشین بودند و بجز در مناطق ساحلی آن و عراق تمدنی وجود نداشت، در این قطعه از قرون بسیار قدیم شاهراهی برای تجارت هند با مصر و سوریه و بابل بود و با دول بزرگی مانند مصر، بابل، فینیقیه و یهود مراوده داشتند و امتعه ٔ ممالک دوردست را بخود جلب میکردند و بدین طریق عمان، شرق عربستان، حضرموت و سواحل جنوبی یمن راه تجارتی بود و بدین جهت در جنوب و جنوب غربی عربستان در عصر بسیار قدیم دول متمدن عربی نژاد تشکیل شدند مانند سلطنتهای معین و سبا و حضرموت و قتبان و بویژه معین مرکز عمده تجارت بود و برای تأمین راه تجارت به شمال در خط تجارت خود نفوذی پیدا کرده بودند.
سلطنت معینی ظاهراً قدیمترین دول متمدن عربستان بوده است و پیش از قرن هشتم قبل از میلاد تمدنی کافی داشتند.و دولت مهمی تأسیس کرده بودند که کتیبه ها و آثار زیادی از آن به دست آمده است. این مملکت عبارت از قسمت شمالی و شرقی یمن و قسمت جنوبی عربستان و مشرق آن خطه بود و شهر عمده آن معین (معان) و پایتخت آن شهرهای قرنا (قرنه = سوداء) و یثیل (براقش) بوده است که در شمال شرقی صنعاء امروزی واقع بود، ابتداء و انتهای این دولت بدرستی معلوم نیست، برخی ابتدای آن را ازدو هزار سال قبل از میلاد میدانند و انقراض آن را درقرن نهم قبل از میلاد و برخی ابتدای آن را قرن دوازدهم و انتهای آن را قرن نهم قبل از میلاد میدانند. در جنوب شرقی مملکت معین سلطنت قتبان بوده است که با حکومت معین هم عصر بود. این دولت تا استیلای حمیریها درسال 115 ق. م. وجود داشت و پایتخت آنها تِمنَع یا تمناء در جنوب شرقی یا غربی مأرب بوده است. سلطنت حضرمَوْت نیز با معین هم عهد بوده آنان در اقصی نقاط جنوب عربستان حکومت میکردند. باری پای تخت این دولت ثبوه بود این دولت تا 300 ق. م. به دست حمیریها برافتاد. سلطنت سبا بدو دوره تقسیم میشود. ابتدا از سال تأسیس تا 550 ق. م. که سلطنت در دست کهنه بود و دوم از اواسط قرن ششم ق. م. تا انقراض که سلاطین مقتدر حقیقی بودند. در دوره اول پایتخت آنها صرواح بوده است. در سال 115 ق. م. قوم حمیر که از اقصای جنوب عربستان بودند ابتدا بر ممالک قتبانی و بعد بر سبا تسلط یافتند و سلاطین آنها را تبع نامیدند و بعدها سلاطین حضرموت سباویمنه نامیده شدند.
در قرن دوم مسیحی حبشیها به ممالک حمیریها استیلا یافتند و مبشرین مسیحی مسیحیت را داخل در یمن کردند و کلیساها بنا کردند و در این مدت تحولاتی نیز پدید آمد. حمیریها که از تسلط حبشیهای مسیحی و بیگانه به خاک خود ناراضی بودند به دربار ایران استغاثه و از نوشروان استمداد نمودند دولت ایران درحدود سال 570 م. به یمن لشکرکشی کرد و حبشی ها را شکست داد و سرانجام ایرانیان در یمن حکمرانی کردند. دربعضی از نواحی دیگر سرزمین عربستان نیز حکومتهائی بودند مثلاً در تمام خلیج عقبه و شمال شرقی شبه جزیره سینا از قرن چهارم ق. م. نبطی ها دولت متمدنی داشتند و این مملکت مرکز تجارت بود و بعدها بتمام اراضی سرحدی میان شامات و عربستان از فرات تا دریای سرخ اسم نبطی داده شد و پایتخت آن پترا بود و دارای زبانی خاص بودند. و در شمال العلاء تمدن ثمودی واقع بود در شمال شرقی حجر در 14 فرسخی تیما واقع است که مرکز تمدنی بسیار قدیم بود که نفوذ بابلی و آرامی در آنجا پیدااست و در سال 192- 211 م. شهر تدمر به دست امپراطور روم بود و پس از شکست روم از شاپور اول پادشاه ساسانی در سال 260 م. ایرانیان شمال سوریه و آسیای صغیررا گرفتند. گذشته از دول و نواحی متمدن عربی، مردم عربستان بر دو نوع بودند، بادیه نشین و حضری. حضریها اگرچه شهر و قصبه داشتند ولی در درجه ٔ ابتدائی بودندو بدویها از هر جهت آنها را احاطه کرده بودند و با آنها مخلوط بودند در سرحدات عربستان این حضریها تحت نفوذ دول متمدن بزرگ دولی نیم متمدن بوجود آوردند تااعراب بدوی را تحت نفوذ خود آرند و بطور کلی خطه ٔ عربستان در تحت نفوذ سه دولت ایران، روم و حبشه بود. مشرق و شمال شرقی آن زیر حمایت دولت ایران و شمال غربی تابع روم و قطعات مرکزی و جنوب زیر نفوذ حبشه بودند و بالجمله از مجاورت و معاشرت با این دول، دول نیمه متمدنی بوجود آمد که هر کدام تابع دولت متمدنی بود بدین طریق حیره و غسان و کنده تحت نفوذ ایران و روم و یمن بودند، مملکت حیره از اواخر قرن سوم تا 602 م. ادامه داشت سدی میان ایران و اعراب بادیه بود و در زیر سلطنت ملوک لخمی ها بودند این مملکت بتدریج وسعت یافت و از فرات تا نجد امتداد یافت و قریب 300 سال لخمی ها سلطنت کردند، سلاطین حیره که دست نشانده ٔ ایرانیان بودند غالباً با دولت روم و ملوک غسان که تابعروم بودند زد و خورد داشتند سلاطین غسان حدود 600 م.در سرزمین حوران و جنوب غربی آن در اراضی بلقاء و جولان سلطنت داشتند و تحت حمایت روم بودند آنان بعداً بواسطه ٔ پیش آمدهائی با ایرانیان همدست شدند و در سال 614 م. که خسروپرویز دمشق را گرفت سلطنت غسانیان پایان یافت. ملوک کنده در مرکز عربستان و نجد و یمامه سلطنت داشتند و در 480 م. تمام قبائل نجد از جنوب تاشمال در زیر لوای کنده متحد شدند. قسمت مهم سرزمین عربستان در طول تاریخ موطن بابلیان، آشوریان فینیقیان و عبرانیان و سپس عناصر یهود و مسیحیت بوده است و بنا بر تحقیق عرب همان نژاد سامی است پس از ظهور اسلام مهد و محل تمدن اسلامی گردید و دگرگونی خاص در اوضاع اجتماعی آنجا پدید آمد. برخی گویند موطن اصلی نژادسامی افریقای شرقی است و برخی دیگر گویند موطن اصلی این نژاد عراق است. ولکن قول محقق این است که موطن اصلی این نژاد شبه جزیره ٔ عرب است و چنانکه از منابعتاریخی به دست آید در حوالی سال 3500 ق. م. مردمی از نژاد سامی از راه شرق افریقا مهاجرت کردند. و به طرف شمال سرازیر شدند و با سکنه ٔ مصر که حامی نژاد بودند اختلاط پیدا کردند و در حوالی نیمه ٔ هزاره سوم ق.م. مردم سامی نژاد مهاجرت دیگر را شروع کردند.
مردم عربستان: مردم عربستان دو دسته اند یک دسته شهرنشین و دسته دیگر بادیه نشین، و این امر از قدیم الایام حتی تاکنون موجب شده است که حدود حقیقی مردم عربستان معلوم نگردد. شغل مردم عربستان زراعت و تربیت شتر و تجارت بوده است البته خصوصیات روحی و اقتصادی آنها برحسب مناطق مختلف فرق میکند. بسیار از مردم سرزمین عربستان هنوز در حالت نیم بداوت زندگی میکنند و آثار تمدن کمتر در آنجا نفوذ کرده است. باستثنای مردم شهرنشین مکه و مدینه و یمن و صنعا وعدن که تا اندازه ای باز هم بتفاوت با اوضاع تمدن امروزی آشنائی دارند و تحت تأثیر و نفوذ تمدن واقع شده اند. مردم ده و بادیه نشین اغلب همان حالت و روحیات بداوت را حفظ کرده اند مردم قصیم از لحاظ اخلاقی نرم ترو ملایمترند تا مردم حوالی یمن و عدن و مردم ریاض ازبعضی جهات دارای ظرافت خاصی میباشند. بطورکلی مردم عربستان بافتخار گذشته ٔ خود و نژاد خود هنوز هم میبالند و حتی برخی از آن نواحی مانند قصیم خود را از سایرین برتر و مقدم میدارند و مردم عارض خود را از لحاظ شجاعت مقدم میدارند و مردم بحرین خود را از مردم کویت برتر می دارند.
زندگی بدوی: گذشته از مراکز مهم و شهرهای عربستان مردم بدوی هنوز هم به زندگانی بدوی خود و چادرنشینی آن چنان عادت کرده اند که حاضر بترک آن نمی باشند. زندگی بادیه نشینی که شامل بسیاری از سکنه ٔ عربستان است بدین طریق است که مردم همواره در سیر آفاق اند و طبق فصول مختلف منطقه هائی را که مناسب با زیست و زندگی آنها و احشام آنها است انتخاب مینمایند بدانجا کوچ میکنند و هر سرزمین که در فصول مختلف مستعد زندگی باشد اشغال میکنند یک منطقه ٔ مستعد برای زندگی مردم بادیه نشین منطقه ای است که مرتع کافی برای احشام و اغنام آنان داشته باشد این مردم علاوه بر تربیت مواشی و احشام در گذشته از راه چپاول و غارت اموال دیگران نیز زندگی میکردند. سر و کار مردم بادیه نشین با شتر، بیابان قفر و خرماست مردم بادیه نشین در حفظ رسوم و عادات قومی خود سخت پایبند میباشند. بجز قسمتی از جزیرهالعرب بقیه ٔ نقاط آن مسکونی است و مع ذلک اکثر مناطق آن حاره است و مردم آن سرزمین بواسطه ٔ زیادی حرارت که موجب از بین رفتن میکربهاست دارای عمر درازی هستند. بویژه در مناطق سرسبز و حاصل خیز آن که عمرهای مردم درازتر است.
بارندگی و آب: بارندگی درحجاز بسیار کم است و درجه ٔ حرارت آن سرزمین زیاد است. حد متوسط حرارت سرزمین یمن 80- 90 است و هوای آن مرطوب است. در مدینه حرارت از 70 تجاوز نمی کند و طائف بهترین مناطق حجاز است از لحاظ آب و هوا، در سرزمین عربستان انهار بمعنی معروف در کشورهای دیگر وجود ندارد. لکن بعضی از مجاری یا نهرهای کوچک دائم الجریان در یمن و عدن، و لحساء و عمان و نجد و جز آنها وجود دارد که در آنها آب جریان دارد. این گونه نهرها طولانی ولی کم عمق اند و طولانی ترین آنها وادی الرمه است که از نزدیک مدینه شروع میشود و از قصیم میگذرد. و دیگر وادی حنیفه است که از آب ریزهای کوههای غربی آب گرفته و به نزدیکهای خلیج فارس منتهی میشود، اما وادی هائی که به طرف بحر احمر جریان دارند عمق زیادتری دارند.
نسب: در میان اعراب مسأله ٔ نسب اهمیتی عظیم داشته و هنوز هم تا حدی دارد و دانستن نسب قبائل و اشخاص فن مهمی در میان آنها بود، دست نسب شناسان عرب تمام قبایل و تیره ها وشاخه های آنها را شرح میدادند و ضبط میکردند و اگرچه نسب نامه بعد از اسلام مدون گردید، لکن قسمت عمده ٔ آنها از محفوظات و روایات سینه به سینه بوده است. بطورکلی نسب شناسان، اعراب را بدو شجره ٔ بزرگ تقسیم کنند: عربهای جنوبی از یمن و عربهای شمالی، که اول را به قحطان و دوم را به عدنان میرسانند و عربهای قحطانی و عدنانی می نامند. عربهای یمن اعم از حمیریها سبائیها و معینی ها و قتبانیها و حضرموتیها و عربهای بدوی آن مملکت که به بنوکهلان معروف هستند عرب اصلی بوده اند (عرب عاریه). و همین طور طوائف منقرض شده عاد و ثمود، طسم، عرب مستعربه اند یعنی اصلاً از نژاد عرب نمی باشند و در عرب مستهلک شده اند. بطور کلی قبائل قدیم عرب عبارت بوده اند از: غسانیها، لخمیها، کندیها، طی، عامله، جذام، ازد، تنوخ، خزاعه، بنوجرهم، خزرج، که عربهای جنوبی و قحطانی اند. بعضی مردم و سکنه ٔ عربستان را به چند دسته و طبقه تقسیم کرده اند: 1- عرب بائده. 2- عرب عاریه. 3- عرب مستعربه. و از لحاظ نسبت ابتداء به دو قسم قحطانیه و عدنانیه تقسیم کرده اند، مسکن قحطانیه یمن و عدنانیه حجاز است و گویند عرب قحطانی اصل اند و عدنانیه فرعند که عربیت را از قحطانیه گرفته اند. شکی نیست که عرب جاهلیت اهمیت خاصی به انساب میدادند و آن یکی از افتخارات عرب و قبائل بشمارمیرفت، مستشرقین به این موضوع که عرب را به قحطانیه و عدنانیه تقسیم کرده اند توجهی خاص کرده اند. نسابون اقدم طبقات عرب را به ابناء سام نسبت داده اند و اسماء ابناء سام را از تورات نقل کرده اند. در مسأله ٔ انساب و طبقات عرب از کتاب مقدس عهد عتیق بسیار استفاده شده است. از جمله قبائل عرب قدیم که در قرآن و تورات آمده است: عاد، ثمود، طسم، جدیس، امیم، جاسم، هود، عبیل، عبدضخم، عمالقه، قوم نوح اند ولی اکثر در وجود این طبقات شک کرده اند.
قبیله: نظام قبیله در اجتماعات بدوی اصل اجتماع آنها را تشکیل میدهد چند خیمه را حی نامیده اند و اعضاء یک حی را قوم نامند. افراد یک قوم مردم خود را یک خون دانسته و نسبت بیک رئیس که از میان خود برمیگزیده اند خاضع بودند، معمولاً رئیس مسن ترین آنها بود و هر قومی با اضافه کردن کلمه ٔ بنی به اسم، مشخص میشدند. هرخیمه بامتاع مختصری که در آن هست ملک یک فرد است لکن آب و مرتع و زمین زراعی ملک مشاع برای قبیله است. رئیس را شیخ مینامیدند و او مسن ترین اعضاء قبیله بوده و سمت زعامت داشته است. علاوه بر رعایت سن باید دارای صفات بارز شجاعت و درایت و شخصیت خاص و مورد پسندباشد. وی موظف بود در کلیه شؤون افراد قبیله از امور قضا و جنگ و دفع منازعات دخالت کند، و باید قبل از تصمیم با زعماء قوم مشورت کند و مادام که مردم از او راضی بودند بدان سمت باقی می ماند.
عصبیت: یکی از امور مهمی که در قبائل بدوی رعایت آن میشده است روح عصبیت در افراد قبیله بوده است، بطوری که هر فرد خود را فدای قبیله میدانست و بالاخره اصل، قبیله بوده است و افراد مستهلک در قبائل بوده اند البته در این مورد تحولاتی نیز پیدا شده است.
قصاص: اعراب بدوی از قدیم الایام بر این بودندکه خون را باید با خون شست و هیچ نوع کیفر دیگری راقبول نداشتند و در این میان بعد از قاتل نزدیک ترین فرد به قاتل مسؤول بوده است و گاه اقرباء مقتول تا 40 سال دست از خونخواهی برنمی داشتند و در فکر انتقام بودند.
دین اعراب قدیم: دین عرب مکه اصلاً ستاره پرستی و رب النوع پرستی و بظاهر بت پرستی بود و بتهای سنگی و چوبی که هر یک مظهری از امور معنوی بودند میپرستیدند مانند «ود» که مظهر ماه بود و هبل خدای بزرگ مکه و بعل، لات، منات، سواع، یعوق، یغوث، نصر. این وضع البته به دست توانای حضرت رسول اکرم (ص) درهم ریخته شد و مردم را به یهوه خدای یگانه که اﷲ گفته شد دعوت فرمودند و مهمترین مبارزات اولیه ٔ حضرت رسول همین بود.
خدایان قدیم: خدایان قدیم عربستان عبارتند از صدی، ضرا، صمو، هباء، عزا، طوطمیه، ذات انواط که درخت معروفی است، ذوالخلصه که خانه ای بوده در قریه ٔ ثروق که عرب مانند مکه آن را متبرک میدانستند، سعد که سنگ بزرگی بوده است بساحل جده، بعل، مردوخ وأنو که ارباب بابلیان بوده است و نیز هبا، ثالوث، ینبو، عشتار، لاتو، مامناتو.
خدایان یهود: خدایان عرب یهود مذهب عبارتند از خدای یمن، استار، ود، نانکروب، شمس، انومائی، هوباس، و... از خدایان بزرگ آنها هبل (بت بزرگ) لات مناه، ودّ، قزح است... (از الاساطیر العربیه. محمد عبدالسعیدخان).
محصولات: خشکی هوای عربستان و شوره زار بودن خاک آن مانع اساسی برای سرسبز شدن این سرزمین است. مهمترین محصولات عربستان بدین قرار است، حجاز: خرما. یمن: گندم و جو. عمان ولحساء: برنج و ذرت و صمغ عربی و قهوه و زغال. شام: انگور، کشمش، زیتون، انار، سیب، زردآلو، پرتقال، لیمون، نی شکر، خربوزه، موز. و میوه های دیگر که هر یک مخصوص منطقه ای معین است. در بین اعراب مهمترین درختها درخت خرماست چنانکه مهمترین حیوانات شتر است.
حیوانات: بطورکلی از امثله و اخبار عرب برمی آیددر سرزمین عربستان پلنگ، گرگ، روباه، شیر، کرگدن، عقاب، باز، بوم، کلاغ، هدهد، قبره، بلبل، کبوتر، کبک، قطا، شتر، الاغ، سگ، اردک، گوسفند، قاطر، ملخ و جز آنها وجود دارد و اسبان عربی مشهور است.
خانه ٔ کعبه و ولایت آن: ولایت کعبه را ابتدا اسماعیل بن ابراهیم بعهده داشت و بعد از مرگ او ثابت بن اسماعیل و سپس بترتیب مفاض بن عمروالجرهمی، عمروبن حارث الغسان، خلیل بن حبضه، غوی بن مربن اد، قصی بن کلاب، عبدالدار، هاشم بن عبدمناف، عبدالمطلب، عباس بن عبدالمطلب، عهده دار ولایت کعبه بودند. (رجوع به تاریخ ادبیات ایران ص 62، 105، ایران در زمان ساسانیان، صص 80 -103، عرب قبل از اسلام تقی زاده و مقدمه ٔ ابن خلدون شود.)
صنایع: صنایع آنها عبارت است از ریخته گری، تجارت، آهنگری، بیطاری، حجامت، فصد و جز آن. مردم عربستان بطور عموم اشتغال به صنعت را زشت میدانستند و کسانی که بدین گونه کارها اشتغال داشته اند یا از ملت غیرعرب بوده اند یا از مردمی که رعایت اصول نژادی را نکرده اند و این گونه افراد مورد سرزنش و حقارت بوده اند. از صناعات و اشتغالات مشهوری که عرب بدوی بدان اشتغال داشته است غواصی لؤلؤ است که قواعدی خاص برای این کار داشته و نظامات معینی مقرر بوده است که از حد آن تجاوزنمی شد.
طب و بهداشت: مردم عربستان کمتر توجه به طب داشتند و مطابق همان اصول قدیم مریضهای خود را معالجه میکردند و البته در میان مردم صحرانشین از قدیم الایام نوعی از بهداشت و طبابت خانگی وجود داشته است که ظاهراً اصالت عربی دارد. گو اینکه قسمتهای بسیاری از آن را در اثر رفت و آمد و معاشرت با مردم دیگری از ملت های بیگانه گرفته اند، البته اکنون در بسیاری از شهرهای عربستان مدارس طب تأسیس شده است و به طب جدید هم آشنائی دارند.
علوم و معارف: چنانکه از بعضی از خانواده های علمی نجد و احساء صرف نظر کنیم میتوانیم بگوئیم بلاد عرب خالی از مدارس بمعنی خاص بوده است و در دوران بسیار قدیم و قبل از اسلام اصولاً توجهی به این قسمتها نمی شده است و مجموعه ٔ هنر آنها تفاخر به ملیت و سرودن اشعار ملی بوده است که حاکی از برتری نژادی و قومی میباشد و بجز بعضی از نواحی آن که از پرتو علوم و معارف ایرانی مستفیض بوده اند، خود دارای مدارس قابل توجهی نبوده اند. پس از ظهور اسلام و تحریض و تحریک بر علم و معرفت به این قسمتها نیز توجه شد و بوسیله ٔملتهای دیگر بویژه ایرانیان اقدام به تأسیس مدارس و مساجدی گردید که علوم دینی و تفسیر و فقه و حدیث در آنها تدریس میشد در دوره های اخیر نیز با کوشش زیادی مدارس به سبک جدید کم و بیش رایج گردید و در این راه قدمهای مؤثری برداشته شده است.
علماء عربستان: علماء عربستان در دوره ٔ اسلامی مانند سایر کشورهای اسلامی عبارت بوده اند از علماء دینی که عمده اشتغالات آنها تفسیر و فقه و حدیث و اصول بوده است و احیاناً در میان آنها دیده میشودکه کسانی به فلسفه و علوم ریاضی نیز توجه داشته اند همزمان با تحولاتی که در دنیا بوجود آمد و در رشته های مختلف نیازمندیهایی پیدا شد متدرجاً و به طور آرام نیز ثمره ٔ تمدن علمی امروزی در کشورهای عربی کم و بیش نمودار شده است نهایت آنکه آنان را در مراتب تمدن با ملل همجوار خود به سبب تفاوت مناطق اختلافاتی مشاهده میشود.
کرم: یکی ازصفات بارز و نمودار مردم عربستان در عرب جاهلیت و به نحو عاقلانه تری در اسلام کرم و جود و جوانمردی و مهمان نوازی بوده است که عرب همواره بدان افتخار میکند مضیف های متعدد در تمام مناطق و شهرها و حتی میان چادرنشین ها وجود داشته است که در آنها از واردین پذیرائی میشده است. مردم عربستان سخی و دست و دل باز و منیعالطبع و جوانمرد بوده اند و این صفت یکی از صفات بارزه و ممتازه ٔ آنها به حساب می آید. در این مورد قصه ها و حکایتهای شیرین وجود دارد که نمودار کرم و اخلاق و فتوت آنهاست.
زن: در سرزمین عربستان توجه خاصی به آموزش زن حتی در دوره ٔ اسلام نداشته اند و بجز قرائت قرآن و فرا گرفتن مسائل مذهبی علوم و فنون دیگررا برای زن مجاز نمی دانستند این وضع کم و بیش در کشورهای دیگر مسلمان نیز وجود داشته است.
القاب: ق یکی از مسائل مورد توجه و مهم عرب جاهلی انتخاب القاب و انتسابات است که مایه فخر آنها محسوب میشد و هر طایفه و قومی را لقبی بوده است، اشخاص سرشناس و رجال آنها نیز برای خود القابی داشته اند و در این مورد وضع خاصی داشتند که بطور آزادانه هر نوع لقب و کنیتی را بدیگری میدادند و برخی را فقط به نام میخواندند و امرا و ملوک خود را به القاب و اسماء خاص نام میبردند مانند ملک، عبدالعزیز، طویل العمر، شیخ، امام، و از جمله القاب عبدالعزا، عبدمناف، عبدالدار و غیره بوده است. کنیه ها معمولاً با اب و ام شروع میشود. مانند ابوعبداﷲ، ابودرداء ابوجعفر و ام لیلی، و ام سکینه... و نمودار انتساب خاص است.
مساوات: اگر تفاخر و تفاضل و انتسابات اقوام عرب را ندیده بگیریم تقریباً مردم عربستان از لحاظطبقاتی خود را مساوی یکدیگر میدانستند نهایت خود رااز سایر نژادها برتر می شمردند ولکن فضل و برتری در میان خود آنها نبود برتری خاصی برای افراد و مقامات قائل نبودند اعم از حاکم و رعیت و حتی در دوره های اسلامی این معنی محقق شد که بموجب آیه ٔ شریفه «ان أکرمکم عنداﷲ اتقی̍کم » (قرآن 13/49)، هیچ فردی اعم از مالک و مملوک، حاکم و امیر و جز آنها بر دیگری برتری نداشت و چنانکه حاکمی اجحاف میکرد مانند افراد عادی مورد سیاست شرعی واقع میشد البته این وضع تا اندازه ای از ثمرات تساوی خاص اسلامی است.
نظر اجمالی به اوضاع عربستان بعد از اسلام: مقارن با ظهور اسلام آشفتگی خاصی در خطه ٔ عربستان حکومت میکرد ظهور اسلام یکی از حوادث مهمی است که تاریخ ملت عرب و بلکه بسیاری از ملل دیگر را دگرگون کرد و سرزمین های زیادی را از نظر جغرافیائی و اجتماعی واژگون نمود. بسیاری از سرزمین ها که از لحاظ زبان و عادات و رسوم با اعراب تفاوت کلی داشت بر اثر تعالیم اسلامی و تسلط اعراب بر آنها رنگ عربیت به خود گرفت بطوری که در قرون و اعصار بعدی آنها را جزء کشورهای عربی به جساب آوردند. اسلام برای ملت عرب با رهبری ملتهای دیگر چون ملت ایران تمدنی بساخت و آنان را به نظم و ترتیب اداری و کشورداری آشنا ساخت. (از الاساطیر العربیه تألیف محمد عبدالسعیدخان، تاریخ العرب محمد مبرول نافع -مصر 1953 م.) (از پرویز تا چنگیز تألیف تقی زاده) (تاریخ العرب قبل از اسلام جواد علی بغداد 1951) (جزیرهالعرب فی القرن العشرین حافظ و هب مصر 1956) (العراق قدیماً و حدیثاً تألیف سیدعبدالرزاق حتی چ صیدا 1948 م.).

عربستان. [ع َ رَ ب ِ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای حومه ٔ شهرستان گلپایگان است. این دهستان در جنوب خاوری شهرستان گلپایگان واقع شده است و حدود آن به شرح زیر است: ازشمال به جلگه. از جنوب به خاک اصفهان از خاور به قم از باختر به خونسار. موقعیت طبیعی آن، واقع در جلگه است. هوای آن گرم و سالم است. این دهستان از 8 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده است و جمعیت آن در حدود 6494 تن است. قراء مهم آن عبارتند از رحمت آباد. خم و پیچ، ورزنه، درتجره. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).


نفت

نفت. [ن َ] (اِ) در اوستا: نپته (تر. نمناک)، هندی باستان: نبه، نبهته (شکافتن، ترکیدن)، هوبشمان گوید: اسم مفعول از ریشه ٔ نبه در اوستا نبد آمده، که نظایر متعدد دارد. اسم مفعول مختوم به ته، نپته است. (قیاس شود با بسته = سانسکریت بدهه و غیره). دلیلی نیست که آن را از ریشه ٔ نپه بدانیم. آیا این کلمه هند و ژرمنی (هند و اروپائی) است ؟ ارمنی: نوت (قیر. نفت)، یونانی: نپثه، در اوراق مانوی (پهلوی): نفت (قیر. نفت)، لاتینی: نفته. از سوی دیگر مؤلف «معجمات عربیه - سامی » نویسد «نفط، اصل آن اکدی است بصورت فعلی نباطو (به فتح اول و دوم و ضم چهارم) به معنی درخشید، روشن کرد، تابید، طلوع کرد، آغاز کرد؛ و از آن نبطو (به کسراول و ضم سوم) آمده به معنی نور؛ و نمبطو (به فتح اول و سوم و ضم چهارم) به معنی روشنائی، درخشندگی، و نباطش (به فتح اول و کسر چهارم) به معنی با درخشندگی، آشکارا؛ و از آن است کلمه ٔ نبطو (به فتح اول و ضم سوم) به معنی نفط، و شکی نیست که سبب اطلاق این اسم بر آن، آن است که یکی از خواص «نفط» نبوط آن است یعنی خروج از جوف زمین و چون آن را بسوزانند درخشندگی گیرد، پس آن را به معنی نابط، خارج، لامع، مشرق گرفتند.بنابراین، سریانی، لغت اصلی این کلمه نیست بلکه اکدی اصل آن است و از این به تمام زبانهای دیگر رفته است و غرابتی هم ندارد، زیرا عراق (یا بلاد اکد، بابل، آشور) از قدیمترین ازمنه منبع نفط بود چنانکه اکنون هم هست، و نفط فقط در عصر ما کشف نشده بلکه وجود آن همواره در عراق شناخته بوده است، زیرا به صورت دریاچه هائی بر سطح زمین نبعان دارد و در شب می درخشد و نورآن از دور پیداست، و فعل «نَفَطَ» در عربی به معنی پراکنده شد و خارج شد، آمده و مبدل آن در «نَبَطَ» است به معنی بیرون آمد آب و خارج شد. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ دکتر معین ص 2155). مایع قابل احتراق معدنی. (ناظم الاطباء). رجوع به شرکت ملی نفت شود:
بیاگند چرمش به زهر و به نفت
سوی اژدها روی بنهاد تفت.
فردوسی.
به اسب و به نفت آتش اندرزدند
همه هندیان دست بر سر زدند.
فردوسی.
نفت افروخته شود ز نهیب
مغز بدخواه او میان عظام.
فرخی.
از هلیله قبض شد اطلاق رفت
آب آتش را مدد شد همچو نفت.
مولوی.
- آتش اندر نفت زدن، شادی به کمال و انبساطی به غایت نمودن. (یادداشت مؤلف): گل سرخ گفت که آتش اندر نفت زنید که دولت دولت ماست. (مقامات حمیدی از یادداشت بخط مؤلف).


نفت سفید

نفت سفید. [ن َ س ِ] (اِخ) قصبه ٔ مرکزی دهستان نفت سفید بخش هفتگل شهرستان اهواز است. در مغرب هفتگل در ناحیه ٔ کوهستانی گرمسیری واقع است و 1500 تن سکنه دارد. آبش از لوله کشی شرکت نفت تأمین می شود. محصولش غلات و شغل اهالی زراعت و کارگری شرکت نفت است. در این قصبه معدن نفت و گچ وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

فرهنگ عمید

شرکت

شریک شدن، انباز گشتن، هم‌دست شدن با یکدیگر در کاری،
(اسم) نهادی قانونی با فعالیت‌های مخصوص بازرگانی،
* شرکت با مسئولیت محدود: (اقتصاد) شرکتی بین دو یا چند تن که هرکدام به ‌میزان سرمایۀ خود مسئول هستند،
* شرکت تضامنی: (اقتصاد) شرکتی که هریک از شرکا ضامن معاملات شرکت باشد،
* شرکت تعاونی: (اقتصاد) شرکتی که سرمایه‌اش از فروش سهام تشکیل می‌شود. بر چهار نوع است: ۱) شرکت تعاونی مصرف که اجناس مورد نیاز کارگران و کارمندان را تهیه می‌کند و به قیمت ارزان به فروش می‌رساند. ۲) شرکت تعاونی اعتبار که به کارگران و کارمندان وام می‌دهد. ۳) شرکت تعاونی مسکن که برای کارگران و کارمندان خانه تهیه می‌کند. ۴) شرکت تعاونی تولید که محصولات خود را یکجا و روی هم می‌کند و به فروش می‌رساند،
* شرکت سهامی: (اقتصاد) شرکتی که سرمایۀ آن از فروش اوراق بهادار فراهم می‌شود و هر شریک دارای یک یا چند سهم است و منافع آن به نسبت سهام تقسیم می‌شود،
* شرکت نسبی: (اقتصاد، حقوق) شرکتی که از دو یا چند تن تشکیل می‌شود و هریک از شرکا به نسبت سرمایه‌ای که در شرکت دارد مسئول امور آن می‌باشد،
* شرکت واحد: (اقتصاد) شرکتی که یک امر مخصوص و منحصر را عهده‌دار باشد: شرکت واحد اتوبوس‌رانی،

فرهنگ فارسی هوشیار

نفت

مایعی است قابل احتراق کهدر اعماق زمین تا ‎ 0081 متر پیدا میشود و گاهی بر اثر فشار و حرارت درونی زمین بطرف بالا صعود میکند و بسطح زمین نیز میرسد، موادی که از تصفیه نفت بدست میاید عبارتند از بنزین، پارافین، مازوت، وازلین نفت چراغ و بعضی مواد دیگر


عربستان

دشت تازیکان تازیکستان

فرهنگ فارسی آزاد

عربستان

عَرَبستان، کشور وسیعی است شامل منطقه پهناور شبه جزیرهعربستان بین خلیج فارس و دریای سرخ که از 1932 میلادی مستقل گردید. قریب هشت میلیون و نیم جمعیت دارد و پایتختش ریاض است و شهرهای زیارتی و مقدس مکّه و مدینه در منطقه حجاز در غرب این کشور است،

معادل ابجد

شرکت نفت عربستان

2233

پیشنهاد شما
جهت ثبت نظر و معنی پیشنهادی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید ثبت نام کنید.
اشتراک گذاری